تبلیغات اشتباه در موضوع
مردی زنی را نزد عمر آورد و گفت:« من واین زن سیاه چهرایم . ولی او کودکی سفید زائیده است.»
عمر به حضار گفت:«شما چه صلاح می بینید؟»
گفتند:«او را سنگسار کن ، چطور ممکن است او و شوهرش سیاه باشند و بچه ای ایشان سفید!»
مو قعی که زن را برای سنگسار شدن می بردند ، حضرت علی (ع) وارد شد و فرمود «قضیه چیست؟» واقعه را باز گفتند.
حضرت علی (ع) به مرد گفت :«تو زنت را متهم می سازیپ؟»
_ «نه»
_«در قاعدگی به او نزدیک شده ای؟»
_«شبی به من گفت :من قاعده ام ، خیال کردم به واسطه ای سردی هوا تعلل می ورزد ، به او نزدیک شدم.»
به زن رو کرد و گفت:«در وقت قاعدگی به تو نزدیک شده است.»
«بلی از شوهرم بپرس. تن در نمی دادم و امتناع می ورزیدم .»
حضرت علی (ع) گفت:«بروید کودک مال شماست ، قاعدگی در نطفه تاثیر کرده است!...»
..::این داستان بر گرفته از کتاب قضاوتهای حیرت انگیز حضرت علی(ع) می باشد و حق چاپ و عکس برداری و هر گونه کپی برداری منحصر به انتشارات شهاب(علمی سابق) می باشد::..
اقرار
جوانی در مدینه فریاد میزد؛ « ای خدائی که بزگترین داوری،میان من و مادرم داوری کن»
عمر او را دید و گفت:«چرا به مادرت نفرین میکنی؟!»
جوان گفت:«او نه ماه مرا در شکم خود داشته،دو سال نیز شیر داده است،حالا که بزرگ شده ام و چپ و راست را می شناسم و خوب و بد را تشخیص می دهم ، مرا از خود دور کرده می گوید :تو فرزندام نیستی!»
• آیا می دانستید خرما بهترین و زولبیا و بامیه بدترین می باشد؟
• دانلود مجله رایانه خبر شماره 62
• چگونه قابلیتی همانند U3 به کول دیسک خود اضافه کنیم ؟
• آموزش تصویری نرم افزار رایت Clone CD
• اقرار
• دانلود ماهنامه مدیریت محتوای فارسی CMS
• کتاب چرا خداوند انسان را آفرید؟
• نیرنگ