تبلیغات
بهترین ارائه دهنده ای کتاب و مجلات و مصالب خواندنی دیگر - مطالب ابر حکم
درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
لینک دوستان من
امکانات

ساعت فلش برای وبلاگ و سایت

New Page 5

طراح قالب




Powered By
RozBlog.COM

اقرار
امام ، امام علی ، امام علی(ع) ، قضاوت ، عدالت ، داستان های امام علی ، اقرار ، حکم ، Irnoor ، محمد جواد دارمی ،

اقرار

جوانی در مدینه فریاد میزد؛ « ای خدائی که بزگترین داوری،میان من و مادرم داوری کن»

عمر او را دید و گفت:«چرا به مادرت نفرین میکنی؟!»

جوان گفت:«او نه ماه مرا در شکم خود داشته،دو سال نیز شیر داده است،حالا که بزرگ شده ام و چپ و راست را می شناسم و خوب و بد را تشخیص می دهم ، مرا از خود دور کرده می گوید :تو فرزندام نیستی!»


ادامه مطلب

نویسنده: محمد جواد دارمی | تاریخ: پنجشنبه 17 تیر 1389 موضوع: داستان های جالب , لینک ثابت نظر ها ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی
صفحات دیگر